دوستان عزیز، همانگونه که میدانید در سازمان خدمات درمانی ما - جامعه مشاورین و آموزشگران خانواده، مراجعین ما مسائل گوناگونی را با ما در میان میگذرند. یکی از آن مسائل مشکل خشونت در خانواده است. این خشونت همیشه نباید فیزیکی باشد، گاهی خشونتهای کلامی، احساسی، رفتاری دردهای عمیقی به روح افراد چه زن، چه مرد، چه کودک، چه نوجوان، و جوانان ما میزندد. برای این که بدانیم چگونه به این مباحث بیشتر بپردازیم، نیاز به نظرات شما دوستان داریم. اگر لطف کنید و چند خطی برای ما بنویسید بدون این که مسائل شخصی را بازگو کنید، به ما بگویید آیا شما این مشکلات را میبینید و آیا نیازی هست که به مشکل خشونت در خانواده بیشتر بپردازیم یا نه. آیا از دید شما مشکل خشونت در خانواده جدید است یا قدیمی، و اینجا در جامعه ایرانی - کانادایی این مشکل چگونه حل میشود؟ اگر معتقد هستید که این مشکلات وجود ندارد، چگونه مسائل دیگری برای ما باید مهم باشد که به آن بپردازیم. توجه کنید که نظرات شما همه محفوظ خواهد ماند و در هیچ کجا درج نخواهد شد، فقط این نظر خواهی در جهت یافتن راههای جدید برای پرداختن به مسائل جامعه خود میباشد
ما را یاری کنید
با سپاس
سرکارخانم پوراقبال، نمیدانم دقیقا اسم این نظر خودم را چی بگذارم ولی فکر میکنم سازمان شما اگر راجع به خشونت بررسی کرده و علیه آن آموزش میدهد اول قویا باید کاری راجع به این موضوعات انجام دهد. میخواستم حضوری بگم ولی اینجا رادیدم و شاید بهتر باشه اینجا مطرح کنم.از اول بگم که من نه قصد نقد کتاب را دارم نه قصد توصیه سانسور یا هر چیزی در این مایه ها، واکیدا هر کسی را آزاد میدانم در ارائه نظرات خود به نحوی که خودش میخواهد تا جایی که به دیگران آسیب نرسانداما توجه تان را به داستان "همخونه نوشته مریم ریاحی" که در مجله گوناگون جلب میکنم. داستان داستان عاشقانه ای است که به طرز خزنده ای خشونت (کلامی و حتی فیزیکی) مرد جوان رعنای تحصیلکرده مغرورعلیه دختری جوان زیبا تحصیلکرده را عادی وعاشقانه جلوه میدهد، آنقدر عادی که این کتاب ده بار تجدید چاپ شده و مطمئنا اکثر خواننده آن هم زن هستند و مدتهاست که به صورت داستان دنباله دار در مجله ای در بیخ گوش ما زیر چشم ما چاپ میشود، آیا من خیلی زیادی پیله کرده ام یا براستی وقت آن نیست که کاری راجع به آن انجام گیرد؟
ReplyDeleteگیتی جان، سپاس از نظر شما، این مسئله خیلی جدی است و همانطور که شما میبینید خشونت بخشی از زندگی روزمره ما شده. تنها راه چاره این است که باید در این مورد بیشتر کار و صحبت کرد
DeletePoran
دومین موضوع ، حکایت ظاهرا طنز آمیزی است بنام "زن و شیطان " که نتیجه ساده میشود مکر زن از شیطان هم بیشتر است ، چگونه است که چنین چیزی در مجله ای رایگان در اختیار عموم مردم قرار میگیرد واهانت آشکار به زنان اینجا هم طنز میخوانیم اش
ReplyDelete